جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

725

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

طاق نسيان بيرون آوريم ، و شرح تجهيزات و تاكتيك‌ها و لشكركشىها و پيروزىهاى شهرياران اشكانى و ساسانى را بازگوئيم « 1 » . فقط از اوايل قرن هفدهم بود كه شالودهء قشون آمادهء جديد در ايران پىريزى و يا در واقع افكار نظامى غرب بطور سرسرى بر ساقه‌هاى شرقى پيوند شده است ، و از همين دوره است كه بررسى اجمالى ما دربارهء تاريخ نظامى ايران آغاز مىشود . از همان اوانى كه رنگ و اثر غربى به دستگاه لشكرى ايران سرايت نموده ، دورهء توسعهء روابط ايران و انگليس نيز كه بعدا دستخوش تغييرات عمده‌اى گرديد شروع شده است . بررسى شتاب‌آميز ما را از مراحل متعدد كه گاهى قرين رونق و ترقى ، و زمانى توأم با بحران و انحطاط بوده است ، سير خواهد داد كه طى آن قشون ايران كه در عهد شاه عباس بزرگ ، در اوج استحكام و استوارى خويش بود ، در زمان شاه سلطان حسين به پايين‌ترين درجهء انحطاط رسيد و باز در عهد و زمانه‌اى كه از پيش‌آمدهاى حيرت‌آور روزگار به شمار مىرود ، يعنى ظهور نادر شاه راه تعالى پيمود ، و سپس دوباره به سير قهقرائى افتاد ، تا در اثر نبوغ آقا محمد خان قاجار بار ديگر اظهار وجود نمود . در اين مرحله كه مقارن اوايل قرن حاضر است دوران تبعيت از نفوذ و عوامل خارجى نيز آغاز مىشود ، و در واقع اقدام بىحاصلى بوده است كه مىخواسته‌اند ، بلكه از اين طريق در ذرات و نسوج يك دستگاه ناپايدار و تباه مشرق زمينى كه در حال از هم گسيختگى و سرگردانى بود ، اندك ثباتى پديد آورند . بطورىكه شرح افسران فرانسوى ، انگليسى ، آلمانى ، ايتاليائى ، اتريشى و روسى حاكى است ، نود سال اخير دورنماى بيهودگى يك رشته آزمايش‌هاى پىدرپى را وانمود مىسازد كه به هيچ‌وجه نه تعجب‌آور است و نه با جريانات خاصى كه نتيجهء آزمايش اروپائى شدن ايران است ، دور از انتظار .

--> ( 1 ) - Cedrenus ( مورخ يونانى ) راجع به خسرو اول انوشيروان مىنويسد كه وى دستگاهى آتش‌زا و وحشتزا در اختيار داشت ، اما اينكه ماهيت واقعى اين قول يونانى دربارهء آتش چه بوده است اظهارنظر قطعى مقدور نيست .